تبلیغات
منشور علم - خدا شر را آفرید؟
منشور علم
از کتاب های درسی آن سال ها یادم هست امام امیدش به ما دبستانی ها بود ، می گویم : آقا ، حالا بزرگ شده ایم ، از امیدتان راضی هستید
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


سلام من معصومه بخشنده دانش آموز سال دوم دبیرستان فرزانگان هستم. سعی می کنم تا مطالب این وبلاگ براتون شیوا، سرگرم کننده، آموزنده و به روز باشه.

مدیر وبلاگ : معصومه بخشنده
نویسندگان
نظرسنجی
کدام یک از موضوعات زیر را می پسندید؟










روزی یک استاد دانشگاه تصمیم گرفت تا دانشجویانش را به مبارزه بطلبد . او پرسید : آیا خداوند هر چیزی را که وجود دارد ، آفریده است ؟ دانشجویی شجاعانه پاسخ داد : بله . استاد پرسید : هر چیزی را ؟ پاسخ دانشجو این بود : بله هر چیزی را .استاد گفت : در این حالت ، خداوند شر را آفریده است . درست است ؟ زیرا شر وجود دارد. برای این سوال ، دانشجو پاسخی نداشت و ساکت ماند . استاد از این فرصت حظ برده بود که توانسته بود یکبار دیگر ثابت کند که ایمان و اعتقاد فقط یک افسانه است . ناگهان ، یک دانشجوی دیگر دستش را بلند کرد و گفت : استاد ، ممکن است که از شما یک سوال بپرسم؟ استاد پاسخ داد : البته . دانشجو پرسید : آیا سرما وجود دارد ؟ استاد پاسخ داد : البته ، آیا شما هرگز احساس سرما نکرده اید ؟دانشجو پاسخ داد : البته آقا ، اما سرما وجود ندارد . طبق مطالعات علم فیزیک ، سرما عدم تمام و کمال گرماست . و شئی را تنها در صورتی میتوان مطالعه کرد که انرژی داشته باشد و انرژی را انتقال دهد . و این گرمای یک شئی است که انرژی آن را انتقال می دهد. بدون گرما ، اشیاء بی حرکت هستند ، قابلیت واکنش ندارند . پس سرما وجود ندارد. ما لفظ سرما را ساخته ایم تا فقدان گرما را توضیح دهیم . دانشجو ادامه داد : و تاریکی ؟ استاد پاسخ داد : تاریکی وجود دارد . دانشجو گفت : شما باز هم در اشتباه هستید ، استاد. تاریکی فقدان کامل نور است . شما می توانید نور و روشنایی را مطالعه کنید ، اما تاریکی را نمی توانید مطالعه کنید.منشور نیکولز تنوع رنگهای مختلف را نشان می دهد که در آن طبق طول امواج نور ، نور می تواند تجزیه شود . تاریکی لفظی است که ما ایجاد کرده ایم تا فقدان کامل نور را توضیح دهیم .و سرانجام دانشجو پرسید :و شر ، استاد؟، آیا شر وجود دارد ؟ خداوند شر را نیافریده است شر فقدان عشق ، انسانیت و ایمان است .عشق و ایمان مانند گرما و نور هستند . آنها وجود دارند . فقدان آنها منجر به شر می شود . و حالا نوبت استاد بود که ساکت بماند . نام این دانشجو آلبرت انیشتین بود




نوع مطلب : داستانها، ادبیات، اخبار کوتاه، علمی، دینی، 
برچسب ها : دینی، مذهبی،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 28 شهریور 1392
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

استخاره آنلاین با قرآن کریم


.